کتاب شرق

تخفیف ها ادامه دارد

تخفیف ویژه پاییزی تا پایان آبان ماه در کتاب شرق

همه کتابهای سایت با 17 درصد تخفیف عرضه شده است .

تلفن سفارشات و پیگیری : 02166456295

شازده حمام ،چهار جلدی در سه مجلد با قاب

1826000 ریال
موجودی
نویسنده: محمدحسین پاپلی یزدی
ناشر: پاپلی،گوتنبرگ
موضوع: زندگینامه
قطع: وزیری
نوع جلد: زرکوب
سال چاپ: 1395
نوبت چاپ: 6
تعداد صفحات: 1510

مقدار:
گوشه هایی از اوضاع اجتماعی شهر یزد در دهه 30 و 40
دکتر محمد حسین پاپلی در کتاب «خاطرات شازده حمام» خاطرات ۱۰ سال از زندگی خود را نگاشته است، خواننده در این کتاب با نویسنده همراه میشود و همراه با او خاطرات کودکی شازده حمام را تجربه میکند.
زری دختر مومنی بود. همیشه نمازش را سر موقع می خواند، صد رقم هم دعا بلد بود، همه مفاتیح را حفظ کرده بود. دعای جوشن کبیر، ندبه، چی و چی را بلد بود. آخر آن موقع ها مردم به اندازه حالا دعا نمی خواندند. سالی یکی دو بار آنهم بیشتر شبهای احیاء ماه رمضان و روز تاسوعا عاشورا گریه می کردند. بقیه سال شادی و خنده بود. اما همان موقع هم زری، اهل دعا بود و به من هم دعاهای متعدد از جمله قسمت هایی از مفاتیح را یاد داد. زری حدود ۱۴ سال داشت که کم کم رنگش زرد شد، شکمش هم باد کرد و گاهی هم بالا می آورد. زنهای همسایه او را که می دیدند پچ پچ می کردند. بالاخره کم کم چند تا از زنهای همسایه گفتند که زری حامله است! آخرین باری که قبل از ماجرا من زری را دیدم یادم می آید روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۸ بود. توی کوچه به من اشاره کرد که بروم پشت بام خانه.
نگاهش کردم صورتش زرد بود و نگاهش معصوم. گفت: حسین حرفهایی که درباره من میزنند را تو هم میدانی؟ گفتم: همه میدانند. گریه کرد و گفت: به خدا من کار بدی نکرده ام. بعد گفت: دلم درد می کند. دستم را گرفت و از روی لباسش روی شکمش گذاشت و گفت: ببین شکمم دارد بزرگ می شود ولی بخدا من کار بدی نکرده ام. چند روز بعد، از خانه آنها سر صدا بلند شد. برادر ۱۸ ساله اش عباس نعره می زد که می کشمش. من زری را با رفیقِ تخم سگش می کشم. باید بگویی که این نامرد حرامزاده که شکمت را بالا آورده کیست. آن بی پدر، پدر سوخته ای که شکم تو را بالا آورده کیست. عباس نعره می زد: مادر، من خودم را می کشم. من نمی توانم توی محل راه بروم، نمی توانم سر بلند کنم. اول این دختره را می کشم، بعد فاسق پدر سوخته اش را، بعد خودم را. خواهر کوچک زری، سکینه که هم اسم مادر بزرگش بود و هم سن و سال من، گریه می کرد و فریاد می زد و کمک می خواست. زنهای همسایه می خواستند بروند به زری کمک کنند ولی در خانه بسته بود.
زری جیغ می زد که من

فروشگاه اینترنتی کتاب شرق

 شماره های تماس :

 

 02166456295 

09129452845

کاربران عزیز شما می توانید کتابهای موردنظر خود را به صورت

آنلاین و یا تلفنی خریداری نمایید .

 

همه کتابهای سایت با 17 درصد تخفیف شده است .

   تمامی کالاها و خدمات فروشگاه حسب مورد دارای مجوزهای مربوطه بوده و همه فعالیتهای این سایت تابع

قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران می باشد .

 

لازم به یادآوری است دامین  www.ketabeshahr.net  نیز وابسته به این مجموعه بوده وحکم واحد را دارد.

 

 

آدرس : تهران خیابان اردیبهشت پایین تر از خیابان جمهوری پلاک 39 زنگ زیر همکف

ایمیل : info@ketabeshargh.com

 

کاربران محترم انتشارات کوچ نیز وابسته به این مجموعه بوده و مولفان و مترجمانی که قصد چاپ کتاب دارند می توانند با این مجموعه تماس بگیرند .

Top