کتاب شرق

0
مجموع : 0 ریال
سبد خرید خالی است!
بروزرسانی

کافورخانه

نويسنده: زهرا ميمندي پاريزي
موضوع: رمان ايراني
ناشر: نون
قطع: رقعي
سال چاپ: 1395
نوبت چاپ: 1
تاريخ ورود: 1395/02/25
تعداد كل صفحات : 392
نوع جلد: شوميز
شابك: 9786007141694

«کافورخانه» روایتی‌ متفاوت از زندگی‌ست که محصول درهم‌تنیدگی دیروز و امروز است این رمان با تجربه‌ای خاص در روایت دربارة آدم‌ها و شخصیت‌هایی‌ست که سرنوشت‌شان با هم گره خورده است.

میمندی پاریزی پیش از این یک مجموعه داستان نیز در سال ۱۳۸۳ منتشر کرده است و جوایز مختلفی را از جشنواره‌های ادبی دریافت نموده است.

در بخشی از این رمان می خوانیم: لبخندی زد و به سمت درختان پسته نگاهی انداخت. به نظرش آمد تلمبه خاموش شده است. انگار هيچ‌وقت صدايی از آن برنخاسته بود. آرام قدم برمی‌داشت. سنگين بود. سنگين‌تر از هر زماني و هر جايی. دانستن رازی چنان بزرگ و هولناک، شانه‌هايش را به زير انداخته و ضعيف کرده بود. جايی ميان بودن و نبودن را ديده بود و حس كرده بود و حالا داشت برمی‌گشت. سفري تا عمق درد و فاجعه! به رديف منظم شمشادها که رسيد، نفسي تازه کرد و دوباره پشت سرش را نگاه کرد. خبري از ميراث نبود. کاش برمي‌گشت.

صداي سازوآواز قطع شده بود. کم‌کم به روشنايي ريسه‌ها و لامپ‌ها نزديک شد. تک‌و‌توک آسيابادي‌ها را ديد كه در حال بيرون‌رفتن از عمارت بودند. سعي کرد تندتر راه برود. مطرب‌ها روي صندلي‌هايشان دمغ و بي‌حال نشسته بودند. هامون روی صندلي‌اش نبود. پسرش کمال را هم آن اطراف نمی ديد. به سرعت به طرف داخل عمارت دويد. توی راهروی بزرگ فرشته را ديد که همان‌طور ايستاده بود و چشم‌هايش سرخ بودند. عبداله راننده هامون دم در اتاق مخصوص او ايستاده بود و سبيل‌هايش را می‌جويد. سرش پايين بود. فراز با فريادی صدايش کرد: «عبداله! چی شده!؟» عبداله شتابان به طرفش آمد و با بغض گفت: «ارباب آقا. ارباب... وسط مهمونی...»
اشتراک

 

 

 

 تمامی کالاها و خدمات فروشگاه حسب مورد دارای مجوزهای مربوطه بوده و همه فعالیتهای این

 

سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران می باشد .

 

 

 

ایمیل : info@ketabeshargh.com

 

  

 آدرس : تهران میدان انقلاب خیابان اردیبهشت پایین تر از خیابان جمهوری اسلامی پلاک 39 زنگ زیر همکف

 

 تماس با ما : 02166456295

 

شماره همراه و واتساپ  : 09129452845

 

بالا