گرگ پالان دیده
ناشر: علم
زبان كتاب: فارسي
تعداد صفحه: 476
اندازه كتاب: رقعی
سال انتشار: 1391
دوره چاپ: 1
یکی از مثلهای معروف فارسی که با املا و تلفظ و معنی غلط در زبان مردم، ساری و جاری است و ما نیز آن را در همین ستون به شما خوانندگان فرهیخته تقدیم کردیم. این مثل است:
«گرگ باران دیده»!
گرگ باران دیده، به این دلیل غلط است که گرگ پرورش یافته باد و باران، رعد و برق، گرما و سرما و برف و یخبندان صحراها و بیابانهاست. به عبارتی، باران دیدن، بخش عادی زندگی گرگی اوست. از این رو اصل درست مثل این است: «گرگ پالان دیده»! مرحوم استاد باستانی پاریزی در تاریخ سلجوقیان و غز، به این مثل اشاره کرده است:
«روزی سلطانشاه به عشرت مشغول و مجلسی چون بهشت آراسته بود که خبر آوردند ملکشاه به اصفهان میآید. شاه گفت: مجلس عیش را فوراً برچینید! گفتند از اصفهان تا کرمان، یکصد و چهل فرسنگ است. تا رسیدن ایشان مجلس عیش تمام میشود. شاه گفت: شما درست میگویید، اما معذورید که پالان ندیدهاید! گفتند: ای پادشاه! پالان چه معنی دارد؟ گفت: من در خدمت پدرم، قاوُوْدر قُوْرد(قُوْرد= گرگ به گویش ترکی) به عراق (عراق عجم) بودم به همدان.
چون پدرم ملک قاورد را به وسیله زه کمان خفه کردند، مرا بگرفتند و میل کشیدند(نوعی مجازات وحشیانه، کورکردن مخالفان با کشیدن میل آهنی سرخ شده در چشم) در حالت میل کشیدن، پالانی از اَستر بیاوردند و بر من نهادند و کسی بر سر آن نشست، تا من حرکتی نکنم.»
پس گرگ پالان دیده، یعنی کسی که بسیار بسیار سختی کشیده و رنج دیده و تا آستانة مرگ پیش رفته است.
خاتون هفت قلعه
نای هفت بند