سلامان و ابسال
نویسنده: عبدالرحمان جامی - محمد روشن
ناشر: اساطیر
نوع جلد: رقعی گالینگور
سال چاپ: 1388
نوبت چاپ: 2
تعداد صفحات: 223
ناشر: اساطیر
نوع جلد: رقعی گالینگور
سال چاپ: 1388
نوبت چاپ: 2
تعداد صفحات: 223
اشتراک
داستانی است كه اصل آن یونانی و در نسخ خطی كتابخانه موزه بریتانیا نسخهای از قصه سلامان و ابسال موجود است. ترجمه آن از به زبان عربی به حنینبن اسحاق نسبت داده شده است. این قصه را باید در روایات بنیاسرائیل یافت مثلاً در تلمود یا جاهای دیگر؛ چه شباهت كلمه سلامان به سلیمان و شباهت كلمه ابسال به ابسالن و ابیشالیوم خیلی نزدیك و مناسبتر است.
این رساله یكی از سه داستان فلسفی ابن سیناست كه در آن مطالب فلسفی و عرفانی با زبان رمز و در قالب داستان بیان شده است،بنابر نقل خواجه نصیر الدین طوسی سلامان و ابسال نام دو برادر در داستان رمزی ابن سیناست كه در آن قوای مختلف نفس انسان در شخصیتهای داستان ممثل شدهاند و مطالب فلسفی ـ عرفانی به گونهای رمز آلود بیان شدهاست.
سلامان و ابسال دو برادر مهربان بودند. ابسال كه برادر كوچكتر بود تحت سرپرستی و تربیت برادر بزرگتر پرورش یافت و جوانی نیكوروی، دانا با ادب و شجاع گشت. تا اینكه زن سلامان عاشق آبسال شد و به سلامان گفت: ابسال ر ابه خانه راه بده تا فرزندانت از وی دانش بیاموزند. زن سلامان بعد از مدتی در خلوت ،عشق خود ر ابه ابسال آشكار كرد. ابسال از این سخن روی در هم كشید.
زن سلامان حیلهای اندیشید و به شوهر خود گفت خواهرم را برای برادرت تزویج كن و از طرف دیگر به خواهرش گفت نمیگذارم این وصلت سر بگیرد مگر اینكه من نیز با تو در ابسال شریك باشم.