بازار خودفروشی
مترجم : منوچهر بدیعی
ناشر: نیلوفر
زبان كتاب: فارسي
تعداد صفحه: 865
اندازه كتاب: رقعی گالینگور
نوبت چاپ : 9
سال انتشار : 1403
بازار خودفروشی (Vanity Fair) سرگذشت یک دورهٔ بیست ساله ( از ۱۸۱۱ تا ۱۸۳۰) را در فضایی واقعی و با شخصیتهایی غیر واقعی در برمیگیرد. در شرایطی که طبقهٔ بورژوآ بهنوعی حاکمیت جامعه را در دست گرفته است. حکایت زندگیِ خانوادههای اشرافی در برابر خانوادههای فقیر انگلیسی است. محوریت داستان دو شخصیت به نامهای آملیا و بکی، دو دختر از طبقهٔ متموّل و تهیدست هستند که درگیر ماجراهای زیادی میشوند. آملیا، دختر رئوف و خوشقلب داستان است که بارها اسیر بدجنسیهای بکی و همسر خیانتکارش میشود و بکی با مکر و دسیسههای زنانه با پسر رئیسش ازدواج میکند و داستان اینگونه رقم میخورد. اما این صرفاً ظاهر ماجراست، خواننده از همان ابتدای داستان با چیزی فراتر از یک داستان سادهٔ عشقی مواجه میشود؛ بازار خودفروشی داستان مردمی عادی است و قهرمان ندارد. بازار خودفروشی شرح دردها و رنجها و خوشیهای طبقات گوناگون جامعه است که دچار حرص و طمع و حسادت و کینه شدهاند. در بازار خودفروشی دلالها کلاهبرداری میکنند، زنها را به بردگی خود در میآورند، از گناهکردن نمیهراسند، قمارخانهها پُر از کسانیست که برای حفظ منافعشان دست به هر کاری میزنند، آدمها را میخرند و میفروشند، بهراحتی به هم بهتان میزنند و هزاران کار میکنند تا زندگی کنند و درنهایت رضایتشان جلب نمیشود. در حقیقت این کتاب به جزئیاتی اشاره دارد تا به قول نویسنده در یک جمله نشان دهد که «آدمهای درجه دهم همواره در کارند تا به درجه نهم برسند!»