دره ی علف هزار رنگ
مترجم: بیژن الهی
ناشر: بیدگل
موضوع: ادبیات جهان
قطع: وزیری
نوع جلد: شمیز
سال چاپ: 1401
نوبت چاپ: 3
تعداد صفحات: 304
وزن: 356گرم
شابک: 9786007806296
«درهی علفِ هزار رنگ» مجموعهای است از ترجمههای بیژن الهی که از طرف نشر بیدگل منتشر شده است. این کتاب شامل ترجمههایی است از ویلیام شکسپیر، ادگار النپو، آنتونیو ماچادو، ایپپهکیرو، فرناندو پهسوآ، آسیپ ماندلشتام، پل الوار، برتولد برشت، خورخه لوییس بُرخس، ژرژ سهفریس، سالواتوره کازیمودو، رفائل آلبرتی، گونر اکلوف، چزاره پاوهزه، یانیس ریتسوس، کارل کرولو، یوهانس بوبروسکی، واسکو پوپا، آلن رُب-گرییه، زبیگنیو هربرت، سیلویا پلات، کریستف مه کل و پتر هانتکه. نکته جالب در این کتاب انتخابهای بیژن الهی است. انتخابهایی که نشان از تنوع نگاه مترجم و گستره وسیع و متنوع مطالعات ادبی او دارد.
«درهی علف هزار رنگ» با ترجمه بخشی از نمایشنامه «مکبث» شکسپیر آغاز میشود. در پایان کتاب به نقل از بیژن الهی آمده است که این ترجمه را به سفارش آربی اُوانسیان انجام داده است. «مقاماتالطیور»، «دو سلطان و دو هزارتو» و چند نوشته دیگر از بُرخس، «صورتک شریر»، «نوشته با گچ بر دیوار» و چند شعر دیگر از برتولد برشت، «نظم و بینظمیی عشق» و شعرهایی دیگر از پُل الوار، «صدف» و چند شعر دیگر از آسیپ ماندلشتام از جمله قطعاتی است که در این مجموعه میخوانید. آنچه در ادامه میآید شعری است از این مجموعه با عنوان «گزارش» از فرناندو پهسوآ: «درب و داغان شده جانم همچو کوزهیی خالی./ افتاده ازان پلههای بیخودی دور و دراز./ افتاده هم از دستهای ولانگار خادمه./ افتاده، ریز ریز، - گِل بود – خاک شد./ مهمل؟ محال؟ من مگر کیام؟/ شورهایی دارم بیشتر از پیشتر که حس میکردم/ [من همین منم./ تودهیی از ذراتم/ روی یک پادری که بایست تکاند./ در سقوط صدای کوزهیی داشتم که خُرد میشود./ خدایان هرچندتا که هستند بر نرده خمیدهاند/ و فرو مینگرند به ذراتی/ که خادمهشان از من ساخته./ او را به باد سرزنش نمیگیرند./ ازو گذشت میکنند./ مگر چه بودم جز/ کوزهیی خالی؟ چشم میاندازند و لبخند میزنند./ لبخندی با گذشت به خادمهی چلمن./ گسترده روی پلکان دور و دراز/ فرشی از ستارگان./ یک ذره برق برق میزند،/ صیقلی، شسته رفته، بین آن آتشها./ اثرم؟ اصلِ جانم؟ زندگیم؟/ یک ذره./ وخدایان بخصوص آن را مینگرند،/ نادان که چرا گیر کرده آنجا مانده.»