بحثی درباره مرجعیت و روحانیت
مولف : کار گروهی
گروه بندی : اسلام
قطع : جیبی
نوع جلد : شومیز
تعداد صفحات : 261
نوبت چاپ : 2
سال انتشار : 1341
کتاب بحثی درباره مرجعیت و روحانیت، اثر هفت نویسنده مرکّب از علمای مذهبی و نویسندگان غیر مذهبی، شاید از هنگام انتشار کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله در اساس و اصول مشروطیت تألیف علاّمه نائینی درباره حکومت مشروطه تاکنون، مؤثرترین و پرمایهترین نوشته مذهبی باشد که به فارسی نوشته شده است. انجمن کتاب نیز آن را به عنوان کتاب برگزیده سال اعلام کرد. مسئله مرجعیت و تقلید یک امر ثابت ساده محرزی که مثل اقامه نماز با پرداخت زکات دارای نص قطعی بدون بحث و تردید باشد و همه مسلمانان آن را قبول و اجرا کرده باشند نیست. ولی به دست زمان، ضمن سیر تکامل امت اسلام، برحسب احتیاج و اقتضای وقت و مردم آبیاری شده، دائماً تحول و توسعه یافته است تا به صورت امروز درآمده. عقل و عمل در پرورش آن بیدخالت نبوده است. بعد از این نیز باید به دست و به فکر ما، به فراخور مشکلات و مسائل روز، به اذن خدا شاخ و برگ گستردهتر و بلندتری بدهد و میوههای تازه به بار آورد و: ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ. تُؤْتِی أُکُلَها کُلَّ حِینٍ بِإذْنِ رَبِّها. کتاب بحثی درباره مرجعیت و روحانیت که اکنون پیش روی شماست، اولین بار در سال 1341 و پس از رحلت مرحوم آیتالله سیدحسین بروجردی و در دورهای که بحث انتخاب مرجع جدید و به طور کلی بحث مرجعیت و روحانیت در جامعه ایران و جهان تشیع به شدت مطرح بود منتشر شده و دو نوبت به چاپ رسیده است. این کتاب نشان داد که محیط مقدس روحانیّت دارای چنان رشد عقلانی است که بتواند بر طبق موازین دقیق علمی و اجتماعی از خود انتقاد کند و در صدد چارهجویی برآید. بعضی از مستشرقین و ایرانشناسان اروپایی در کتاب خود به اهمیّت و عظمت این اثر اشاره کردند و نشر چنین کتابی را قدمی بسوی اصلاحات اساسی تلقی کردند. در خاتمه باید متذکر بود تقلیدی که مورد بحث است غیر از تقلیدیست که به معنای تبعیت کورکورانه و پیروی بیخردانه میباشد که اسلام با تمام قوا با وی مبارزه میکند و قرآن کریم او را یکی از رذیلترین و مذمومترین صفات انسانی شمرده، آنانی را که از نیاکان و بزرگانشان و یا از مردمان هواپرست و هوسباز، بیچون و چرا و بدون منطقی صحیح تقلید و تبعیت میکنند و دنبال هر صدایی [به راه] میافتند جزء حیوانات میشمارد، زیرا مغز متفکر خود را از دست داده خاصیت انسانیتشان که فطرت استدلال و کنجکاوی بوده باشد به تاراج رفته باشد