از حق به شهر تا شهرهای شورشی
مترجم: خسرو کلانتری،پرویز صداقت
ناشر: آگاه
موضوع: جامعه شناسی
قطع: رقعی
نوع جلد: شمیز
سال چاپ: 1395
نوبت چاپ: 1
تعداد صفحات: 254
وزن: 288گرم
شابک: 9789644163692
کتابِ مجموعهایست گردآمده از مقالاتی که هاروی در فاصلهی ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ در نشریات مختلف به چاپ رساندهاست. اگرچه دامنهی موضوع در این کتاب از یک متن آکادمیک معمول گستردهتر است، اما نخ تسبیحی که اثر را به پیش میراند، به سیاق دیگر آثار هاروی، مسئلهی عدالت اجتماعی و شهر است.
دیوید هاروی، جغرافیدان مارکسیست، پیشتر مسائل عملی سازماندهی سیاست انقلابی در شهرها را در کتاب "عدالت اجتماعی و شهر" (۱۹۷۳) و نیز تاریخ جهانی نئولیبرالیسم را در کتاب " تاریخ مختصر نئولیبرالیسم" (۲۰۰۵) شرح داده بود. بخشی از پروژهی ادامهدار او پیرامون مارکس و نحوهی عملکرد سرمایه، هم به صورت درسگفتار و هم از خلال کتابهایی چون "معمای سرمایه" و "مقدمهای بر سرمایهی مارکس" (۲۰۱۰) متشر شدهاند. این پروژه، به همراه آثار هانری لوفِور پیرامون انقلابهای شهری الهامبخش آثار تازهی او بودهاند.
هاروی در مقالهی "حق به شهر"، حقوق بشر را نقطهی عزیمت خود قرار داده است؛ عبارتی که از پُربسامدترین واژگان دنیای امروز است. پزسش آن است که آیا شهری که در آن زندگی میکنیم ساخته و پرداختهی همین بشر است و حاصل تخیل و امیال جمعی ابنای بشر؟ به زعم هاروی اندیشدن به شهر و حق داشتن نسبت به آن، همواره متضمن اندیشیدن به چیزی جز شهر یا وضعیت فعلی است. هاروی در این کتاب به خوبی نشان داده که شهری که ما در آن زندگی میکنیم و فرایند توسعه و شهریشدنی که در اغلب نقاط جهان رُخ داده است، دستکار سرمایه است؛ سرمایه شهر را طبقِ تصویر خود و نخبگان و ثروثمندان ملازمش شکل داده است؛ اما آیا میتوان شهری دیگر را تصور کرد؟ حق به شهر، خودِ حق را در کانون مبارزه قرار میدهد و خود شهر را محل مناقشه؛ با اکثریتی که فراتر از مفهوم سنتی طبقهی کارگر تمام کسانی را شامل میشود که در جریان حیات و بازتولید زندگی شهری فعالند.
به بیانی موجز، هاروی در این کتاب به دو حوزهی مجزا در ارتباط با شهر میپردازد؛ نخست، اینکه چگونه شیوههای متمایز انباشت سرمایه فضاهای شهری را شکل میدهند. دوم، این که چگونه شهرها مکانهای مهمی در عرصهی نزاع طبقاتی هستند. هاروی نشان میدهد که چگونهی فرایند توسعهی شهری و شهری شدن خود از مهمترین شیوههای جذب مازاد و تولید اضافی سرمایه است. رونق شهریگرایی متأخر همچون تمامی موارد پیشین- از زمان بناپارت تا مقاطع مختلف تاریخ قرن بیستم- بر ساختمانِ مؤسسات مالی جدید با هدف سازماندهی اعتباری لازم برای تأمین بقای آن استوار است. بنابراین سرمایه، قدرت تنظیم عرضه و تقاضا به نفع خود را به صورت همزمان دارد (ص ۷۳ ). مؤسسات مالی و شرکتهای توسعهی عمرانی که در واقع همان ماشین توسعهی شهری نامیده میشوند، در برابر خیل وام گیرندگان خُرد و منفرد عملاً در موقعیت اتحادی طبقاتی قرار میگیرند.