تبارنامه اشراقیان
شابک : 9789644451096
مولف : زهرا زارع
نوبت چاپ : 2
سال چاپ : 1401
قطع : رقعی
نوع جلد : شومیز
تعداد کل صفحات : 508
شهابالدین سهروردی (م587 هـ .ق/1194م.) یکی از پایهگذاران جامع حکمت ذوقی و بحثی و مؤسس دومین مکتب بزرگ فلسفی جهان اسلام یعنی حکمت اشراق است؛ حکمتی که در آن ساحت فلسفه و خردورزی با افق معنویت و عرفان همسو شده، با تعالیم متعالی قرآنی استوار گشته و از سرچشمههای دو حکمت ایرانی و یونانی بهره گرفته است. شیخ اشراق که در منابع مختلف به ریاضت و طی مراتب سیر و سلوک شناخته شده است، به تعبیر عیونالأنباء «یگانه روزگار در علوم حکمی، جامع در فنون فلسفه، برجسته در اصول فقه و دارای ذکاوت بسیار و فصاحت در گفتار بود» (ابنابیاصیبعه، 1349: 167). وی در الکواکبالدریة، «عارفاً بالتصوف» خوانده شده و از سفرهای او به بلاد مختلف به طریق فقر و تجرید و نیز دلقپوشیاش گزارش شده است (مناوی، 1999: 1/310). همچنین او در روضاتالجنات، عالِمی تارک دنیا و مرتاض و عزلت گزیده از مردم و صاحب عجایب و امور غریبه معرفی شده است (موسوی خوانساری، 1391: 4/109) و شهرزوری نیز در گزارشی مبسوط از سلوک استاد خویش، به زیّ قلندری و ریاضات شاقّه وی اشاره کرده است (شهرزوری،1384: 458-459). این عنایات خاص سهروردی به سیر و سلوک باطنی و دستورات آن، در آثار متعدد وی نیز همواره ظهور و بروز دارد؛ شاهد مدعا آنکه او فیالمثل در پایان کتاب حکمة الاشراق ، سالکان راه حق را مخاطب خویش ساخته و بهرهمندی از این کتاب را تنها در پرتو یک اربعین ریاضات و اجتناب از خوردن گوشت حیوانات و تقلیل طعام و انقطاع میداند (سهروردی، 1380: 1/258). همچنین قرائن و اسناد بسیار حاکی از آن است که وی را با «جماعت صوفیان» و «اخوانالتجرید» مراودات و مناسباتی بوده است (سهروردی، 1380: 3/242، 314) و در ضمن سفرهایش در ایران، دیار بکر، آسیای صغیر و سوریه همواره به جستجوی حقیقت نزد مشایخ صوفیه رفته و از تربیت و ارشاد آنها بهرهمند گشته است (ابنخلکان، 1986: 6/269) و بنابر گزارش روضاتالجنات، وی را با دو سهروردی دیگر یعنی شهابالدین ابوحفض عمربن سهروردی (م. 632 هـ .ق)، صاحب عوارفالمعارف و عمویش ضیاءالدین ابونجیب سهروردی (م. 563هـ .ق) صاحب آدابالمریدین که از بزرگان و بانیان طریقه سهروردیهاند، نسبت خویشاوندی بوده است (موسوی خوانساری، 1391: 4/109). معالوصف، سندی صریح دالّ بر سرسپردگی شیخ اشراق نه به مشایخ طریقه سهروردیه و نه دیگر طرائق صوفیه در دست نیست و با آنکه وی در رسالات خویش، بیش از بیست تن از عرفا را یاد کرده و آموزههای صوفیانه در آثار وی فراوان است، لیکن هیچ اشارهای به پیر خود و احیاناً نسبت خویش با سلاسل صوفیه نمیکند. ما در این نوشتار کوشیدهایم نسبت و تبار اشراقیان را در تبارنامه تمثیلی- تاریخی خود وی در کتاب المشارع و المطارحات بجوییم و به ترسیم مختصات روشنی از طریقه عرفانی- حکمی شیخ اشراق دست یابیم.