قسمت های زیبایی از کتاب
پیر شدن هیچ وقت چیز جالبی نبوده است ، اما پیر شدن بدون کار و پیشه و در حالی که سن از شصت و هفتاد می گذشت ، بدون اینکه انسان مشغولیاتی داشته باشد یا به تحقیق و مطالعه بپردازد ، از همه بدتر است .
این درست نیست ، ابدا درست نیست که می گویند در رنج کشیدن فضیلتی جادویی وجود دارد ، برعکس به عقیده من رنج کشیدن یک نوع فلج شدن ، گونه ای تحقیر است که هرگز هیچ چیز خوب و جالبی از آن منبعث نمی شود ، پس باید بر آن چیره شد .
زمان نابغه هایی که به تنهایی و به کمک وسائلی ابتدایی موفق به کشفیاتی بزرگ و شگفت انگیز می شدند سپری شده است . در حال حاضر پیشرفت های علمی احتیاج به سرمایه گذاری های بزرگ و گروه های متعدد محققین دارند : یا به عبارت دیگر این کار پول فراوان می خواهد . مسئله حالت نسبیت دارد . هر کس از همه ثروتمندتر است ، لزوما کشفیات بیشتری هم خواهد کرد .
کلمه ی زندگی : چه طنز و تمسخری ، چه خود گول زدنی ، فاصله ی کوتاه میان دو نیستی را زندگی نامیدن .
خوشبختی چنان غیرمعمول و کمیاب است که انسان وقتی با آن رو به رو می شود ، به دشواری می تواند تشخیص بدهد .
راه های زیادی وجود دارد برای اینکه انسان هیچ کاری نکند . انسان می تواند خودش را سرگرم کار نشان دهد ، خیلی هم با شور و علاقه و در عین حال هیچ کاری هم انجام ندهد .
در رنج نوعی تحلیل رفتن وجود دارد که انسان را وا می دارد بیشتر خود را تحلیل ببرد . یک نوع قطع عضو کردن که قطع عضو کردن های دیگر را مطالبه می کند .
انسان می تواند تبسم کند ، تبسم کند ، تبسم کند و در عین حال یک خائن باشد .
شما با این اصطلاح " زمان چه قدر به کندی می گذرد " آشنایی دارید . من هرگز تا به حال چنین عمیق مفهوم آن را درک نکرده بودم . هیچ فکرش را نمی توانید بکنید که زمان در اینجا تا چه حد طولانی است . باور کردنی نیست . روزها مثل هفته ها می مانند و هفته ها مثل ماه ها جلوه می کنند .
خنده می تواند ساختگی و ظاهری باشد اما رنج و اندوه حتی بدون دلیل ، هرگز خیالی نیست .