زاویه دید در داستان
مولف : جمال میرصادقی
گروه بندی : ادبیات
قطع : رقعی
نوع جلد : شومیز
تعداد صفحات : 690
نوبت چاپ : 3
سال چاپ : 1401
کتاب «زاويه ديد در داستان» اثر جمال ميرصادقي به خواننده شناختي نسبي از شيوههاي نقل داستان ميدهد، لذت خواندن داستانهاي متنوع و گوناگون را نيز همراهش ميآورد. در بخشي از اين کتاب ميخوانيد: زاويهي ديد، نظرگاه، ديدگاه يا کانون روايت، نمايشدهندهي شيوهاي است که نويسنده به ياري آن حال و هوا، وضعيت و موقعيتهاي شخصيتها، گفتگوها، حادثهها و عناصر ديگري که داستان به وجود ميآورد را به خواننده ارائه ميدهد و در واقع رابطهي نويسنده با داستان را به نمايش ميگذارد. زاويه ديد محدوديتهايي دارد که آن را هميشه نميتوان به کار گرفت، ازجملهي آنها اين است که شخصيت داستان فقط ميتواند از احساسات و افکار خود صحبت کند و از تشريح عقايد و عواطف شخصيتهاي ديگر عاجز است. در ضمن فقط ميتواند از درون خويش به بيرون نگاه کند و ممکن نيست احساس شخصيتهاي ديگر را نسبت به خودش بداند. ديگر اينکه شخصيتپردازي راوي داستان با اشکال صورت ميگيرد؛ يعني راوي نميتواند از خصوصيات مثبتش حرف بزند. بااينحال مبالغه نيست اگر بگوييم هر داستان زاويهي ديد خود را ميطلبد. شناخت بيشتر انواع زاويهي ديد به نويسنده امکان ميدهد از خلاقيت خود بيشتر بهره بگيرد و به نيازهاي خواننده نيز بهتر جواب بدهد.
جمال ميرصادقي، نويسندهي معاصر متولد 1312 تهران است. او صاحب آثار بسياري در زمينههاي رمان، داستان بلند، نقد ادبي و مجموعه مقالات است. ميرصادقي، در دوران زندگي ادبياش، حرفههاي مختلفي را تجربه کرده است. معلمي، مسئول اسناد قديمي در سازمان اسناد ملي ايران و تدريس در دانشگاه از فعاليتهاي اوست. از آثار مهم او ميتوان به «چشمهاي من خسته»، «هراس»، «دوالپا»، «درازناي شب» و «بادها خبر از تغيير فصل ميدادند» اشاره کرد. بعضي از آثار ادبي او به زبانهاي ديگر نيز ترجمهشده است. ميرصادقي از اولين کساني است که در ايران کارگاه داستاننويسي راهاندازي کرد و دست به تاليف آثار پژوهشي در اين زمينه زد که از مهمترين آثارش در اين زمينه «عناصر داستان»، «ادبيات داستاني»، «جهان داستان غرب» و «شناخت داستان» را ميتوان نام برد.
عناصر داستان
گفت و گوها همراه با پانزده داستان 1384-1352
داستان های پلیسی