اسماعیلیه و ایران
مترجم: فريدون بدرهاي
موضوع: دين
ناشر: فرزانروز
قطع: وزيري
سال چاپ: 1400
نوبت چاپ: 4
تعداد كل صفحات : 304
نوع جلد: سلفون
وزن (به گرم): 618
شابك: 9789643213138
حسن صباح رييس فرقه اسماعيليه در ايران و از تاثيرگذارترين و مهمترين شخصيتهای سياسی ايران پس از اسلام است. او اهل ری بود و مذهب شیعهٔ اثنیعشری (دوازده امامی) داشت. در كودكی پدرش او را برای تحصيل به مدرسهٔ امام موفق در نیشابور برد. پس از پايان تحصیلات مقدماتی، هنگامی كه به سنين جوانی رسيده بود، عزم سفر كرد و به مصر رفت. اين سفر زندگی او را وارد مرجله جديدي كرد. حسن صباح در مصر با خلیفهی فاطمی "المستنصر بالله" ملاقات کرد. فاطميان، شيعيانی اسماعيلی بودند كه در مصر از اطاعت خلفای عباسی سر باز زده و خلافتی شيعی را برپا كرده بودند. المستنصر دارای دو پسر بود كه يكی "نزار" و ديگری "مستعلی" نام داشت. او ابتدا پسر اولش نزار را به جانشینی خود برگزيده بود اما با مخالفت برخی اطرافيان، نهايتا تسليم شده و مستعلی را براي ولايتعهدی بر نزار ترجيح داد. اين اختلافات زمينه بروز شكاف بين فاطميون را ايجاد كرد و حسن صباح نيز در شمار كسانی بود كه از وليعهدی نزار حمايت میكرد. اين فرقه به نزاريه معروف شدند. اسماعيليان برای مبارزه با مخالفان خود از شیوهٔ کشتن مستقیم افراد به همراه جانفشانی قاتل (ترور كردن) استفاده میكردند. فداییان باطنی (اسماعيليه به دليل مخفی نگه داشتن دين خود در انظار عمومی، باطنيان نيز خوانده میشدند.) علاوه بر ترور مهرههای خليفه، بسیاری از سران سلجوقی (كه خليفه عباسی را به رسميت میشناختند) نيز کشتند. آنان هدف را برتر از وسیله میدانستند و به خود اجازه میدادند با تظاهر و تزویر، به سازمان دشمن نفوذ كرده و افراد مهم و كليدی دشمن را به قتل برسانند. برای به قتل رساندن دشمنان نيز اصول خاص خود را داشتند. برای نمونه هیچگاه از زهر و تیر استفاده نمیکردند و هیچ گاه از پشت به کسی خنجر نمیزدند زيرا اين نوع كشتن را ناجوانمردی میدانستند.