در خلوت مصدق
نویسنده: شیرین سمیعی
ناشر: ثالث
موضوع: تاریخ ایران
قطع: رقعی
نوع جلد: شمیز
سال چاپ: 1401
نوبت چاپ: 8
تعداد صفحات: 310
شابک: 9789643802554
در خلوت مصدق، تازهترین کتابی است که در مورد دکتر مصدق در ایران منتشر شده است. این کتاب را شیرین سمیعی نوشته است. شیرین سمیعی دبیرستان را در ایران و تحصیلات دانشگاهی را در رشته علوم سیاسی در لوزان به پایان رساند و در همان شهر با محمود مصدق، نوه دکتر مصدق ازدواج کرد، ازدواجی که البته در سال ۱۹۷۵ به جدایی ختم شد.
کتاب، بر خلاف کتابهای مشابه دیگر دیدی عمدتا غیرسیاسی و از منظری متفاوت به زندگی دکتر مصدق دارد. بریدهای از کتاب: در روز شوم ۲۸ مرداد، من همچنان در تعطیلات تابستان به سر میبردم و در رشت بودم. شام فراری بود و ملت اندیشمند و سخت دلنگران آینده، از هر سو زمزمه کودتا به گوش میرسید و کسی باور نمیکرد که بدین سادگی ملت را راها کنند و بگذارند تا خود چاره کارش یابد و مرهمی بر زخمش نهد. در و دیوار خیابانها سیاه بود از شعار: «شاه خائن»، «شاه فراری»، «نوکر امپریالیسم»، «نوکر استعمار» و … من میخواندم و رد میشدم و ناچار بودم هر آنچه را که میخوانم بپذیرم، چرا که شاه فراری مینمود و شاه فراری خواه و ناخواه سایر صفات را به دنبال خود داشت. تا پیش از انتشار مصاحبه محمدرضا شاه با خبرنگار «المصور» مصر، من نیز همانند دیگران سفرش را حمل بر گریز میکردم، در حالی که خود او در سخنانش با مخبر این روزنامه تأکید میکند و مباهات، که ان بر طبق نقشهای که از پیش برای پیروز کودتا آماده شده بود، انجام گرفت. روز ۲۸ مرداد، در رشت به مانند هر روز آغاز شد، اما طولی نکشید به گوش رسید که شهر شلوغ شده است. با شتاب دکانها را بستند و همگان به گوشهای خزیدند، بدون آن که بدانند چه خبر است و شلوغی در کجاست. شهر به یک باره تعطیل شد و وحشتناک خلوت. نفس از جنبندهای بیرون نمیآمد و در کوچه و بازار پرنده پر نمیزد، انگار آب مرگ بر آن پاشیده بودند. به زودی دریافتیم که آن آب مرگ را نه تنها بر روی رشت، بلکه بر سراسر خاک ایران افشاندهاند تا نهال آزادی را ریشهکن کنند.
ناشر: ثالث
موضوع: تاریخ ایران
قطع: رقعی
نوع جلد: شمیز
سال چاپ: 1401
نوبت چاپ: 8
تعداد صفحات: 310
شابک: 9789643802554
در خلوت مصدق، تازهترین کتابی است که در مورد دکتر مصدق در ایران منتشر شده است. این کتاب را شیرین سمیعی نوشته است. شیرین سمیعی دبیرستان را در ایران و تحصیلات دانشگاهی را در رشته علوم سیاسی در لوزان به پایان رساند و در همان شهر با محمود مصدق، نوه دکتر مصدق ازدواج کرد، ازدواجی که البته در سال ۱۹۷۵ به جدایی ختم شد.
کتاب، بر خلاف کتابهای مشابه دیگر دیدی عمدتا غیرسیاسی و از منظری متفاوت به زندگی دکتر مصدق دارد. بریدهای از کتاب: در روز شوم ۲۸ مرداد، من همچنان در تعطیلات تابستان به سر میبردم و در رشت بودم. شام فراری بود و ملت اندیشمند و سخت دلنگران آینده، از هر سو زمزمه کودتا به گوش میرسید و کسی باور نمیکرد که بدین سادگی ملت را راها کنند و بگذارند تا خود چاره کارش یابد و مرهمی بر زخمش نهد. در و دیوار خیابانها سیاه بود از شعار: «شاه خائن»، «شاه فراری»، «نوکر امپریالیسم»، «نوکر استعمار» و … من میخواندم و رد میشدم و ناچار بودم هر آنچه را که میخوانم بپذیرم، چرا که شاه فراری مینمود و شاه فراری خواه و ناخواه سایر صفات را به دنبال خود داشت. تا پیش از انتشار مصاحبه محمدرضا شاه با خبرنگار «المصور» مصر، من نیز همانند دیگران سفرش را حمل بر گریز میکردم، در حالی که خود او در سخنانش با مخبر این روزنامه تأکید میکند و مباهات، که ان بر طبق نقشهای که از پیش برای پیروز کودتا آماده شده بود، انجام گرفت. روز ۲۸ مرداد، در رشت به مانند هر روز آغاز شد، اما طولی نکشید به گوش رسید که شهر شلوغ شده است. با شتاب دکانها را بستند و همگان به گوشهای خزیدند، بدون آن که بدانند چه خبر است و شلوغی در کجاست. شهر به یک باره تعطیل شد و وحشتناک خلوت. نفس از جنبندهای بیرون نمیآمد و در کوچه و بازار پرنده پر نمیزد، انگار آب مرگ بر آن پاشیده بودند. به زودی دریافتیم که آن آب مرگ را نه تنها بر روی رشت، بلکه بر سراسر خاک ایران افشاندهاند تا نهال آزادی را ریشهکن کنند.
اشتراک