ملیجک،روزتامه خاطرات غلامعلی خان عزیزالسلطان ، چهار جلدی
به کوشش : محسن میرزایی
ناشر: زرياب
زبان كتاب: فارسي
تعداد صفحه: 3317
اندازه كتاب: وزیری جلد سخت
سال انتشار: 1376
دوره چاپ: 1
دوشنبه شب 21 ماه مبارك رمضان سال 1275 خورشيدي، درست يكصد سال قبل از پيروزي انقلاب و پايان عمر پادشاهي در ايران، خداوند به امين خاقان از نوكران ناصرالدين شاه پسري داد كه غلامعلي نامش نهادند تا غلام علي باشد، چرا كه در روزهاي سوگواري شاه مردان متولد شده بود. نام اصلی وی غلامعلی بود و معروف به ملیجک و ملقب به عزیز السلطان و بعدها هم ملقب به سردار محترم شد. ولی در کودکی دارای منصب امیر تومانی بود و همچنین مفتخر به دریافت شمشیر مرصع شد. ملیجک، برادرزاده امین اقدس گروسی یکی از زنان سوگلی و از امینان دربار ناصرالدین شاه بود و راه ورود وی به دربار همین خویشاوندی با امین اقدس بوده است. وجه تسمیه ملیجک را اینطور توجیه میکنند : روزی این کودک یا همان برادرزاده امین اقدس که تازه هم زبان باز کرده بود در حضور شاه با دیدن گنجشکی، به آن اشاره میکند و با زبان کودکی و لهجه گروسی میگوید : ( میلچک، میلچک ) و این شیرین زبانی بسیار به دل ناصرالدین شاه می نشیند و این لغت را برای وی لقب قرار میدهد و به او ملیچک میگوید . ملیجک یا ملیچک تبدیل و تحریف همان میلچک است . به هر حال با خوش آمد شاه، و با وقوع اتفاق دیگری وی کاملاً مقرب درگاه شاه میشود و ماجرا از این قرار بوده که ناصرالدین شاه معمولاً در یکی از اتاقهای کاخ زیر یک چلچراغ و روی زمین می خوابید . یکبار رختخواب شاه را پهن میکنند و ملیجک کوچک هم آنجا بوده . این کودک با اشاره و زبان کودکی از شاه می خواهد که رختخوابش را جابجا کند و جای دیگری بیندازد و شاه نیز به این خواسته کودک مورد علاقه اش عمل میکند .