فرهنگ سیاسی ایران
نويسنده: محمود سريعالقلم
موضوع: علوم اجتماعي
ناشر: فرزانروز
قطع: رقعي
سال چاپ: 1397
نوبت چاپ: 6
تعداد كل صفحات : 278
نوع جلد: سلفون
وزن (به گرم): 442
شابك: 9789643213428
موضوع: علوم اجتماعي
ناشر: فرزانروز
قطع: رقعي
سال چاپ: 1397
نوبت چاپ: 6
تعداد كل صفحات : 278
نوع جلد: سلفون
وزن (به گرم): 442
شابك: 9789643213428
اشتراک
فرهنگ سياسي در متون قديمي علم سياست مورد توجه بوده و در دوره رفتارگرايي دهه هاي 1950 و 1960 نيز مجدداً به عنوان مبنايي كليدي در رفتارشناسي سياسي افراد و جوامع مطرح شد. علم سياست بخش هاي آشكار و نهفته دارد و به همين دليل، برخلاف مهندسي و پزشكي كه همگان مي توانند آنها را بياموزند، در اين رشته افراد بسيار كمي، هم در آن موفقيت عملي پيدا مي كنند و هم استنباط عميق علمي. فرهنگ سياسي عمدتاً در بخش نهفته علم سياست جاي دارد و قسمت ناخودآگاه ذهن را دربر مي گيرد. اين بخش ناخودآگاه فرهنگ سياسي، طي سال ها حتي از دوره كودكي از طريق خانواده، نظام آموزشي، فرهنگ عمومي و ماهيت نظام سياسي به طور پيچيده و عمدتاً با ابزار رواني و با نتايج سياسي به فرد منتقل مي شود و نظام كنش - واكنش او را نسبت به پديده هاي سياسي شكل مي دهد.
اين كتاب نه تنها حاوي مباحث نظري و تاريخي است، بلكه مبتني بر 900 پرسش نامه است كه در كل كشور توسط نخبگان اجرايي و علمي انجام شده است. ضمن اينكه بررسي مقايسه يي انگلستان، امريكا، ايتاليا، مكزيك و ايران، ظرافت هاي مفهومي و نظري فرهنگ سياسي را نيز به نمايش گذاشته است. در عين حال، با توجه به تحولات مهم اقتصادي قرن گذشته، جايگاه تعيين كننده ساختار اقتصادي و فرآيندهاي توليد ثروت و علم را در شكل گيري فرهنگ سياسي كثرت گرا، عقلايي و فرديت مثبت نمايان كرده است. به عنوان يك عامل سرنوشت ساز براي ملت ها و نظام هاي سياسي، هيچ متغيري در دنياي جديد به اندازه آزادسازي اقتصادي در عقلايي كردن حوزه سياست و فرهنگ سياسي كشورها وجود ندارد. تظاهرات، تحصن، راهپيمايي، كار رسانه يي، تحول آموزشي و تشكل هاي حزبي عموماً مفيد هستند، ولي وزن تمامي آنها در ايجاد تغيير سياسي زير بيست درصد است. عامل تعيين كننده در شكل گيري فرهنگ سياسي عقلايي، جدايي حوزه قدرت دولتي از حوزه اقتصاد و ثروت يابي است. توليد ثروت خارج از مدار دولت، آزادي انديشه، تشكل سياسي، خلاقيت و ثبات را به ارمغان مي آورد. تجربه سه قرن غرب و نيم قرن جنوب و شرق آسيا، مصاديقي روشن بر اين پارادايم است.