فقیهان و انقلاب ایران
موضوع: تاريخ ايران
ناشر: كوير
قطع: رقعي
سال چاپ: 1401
نوبت چاپ: 6
تعداد كل صفحات : 392
نوع جلد: شوميز
وزن (به گرم): 436
شابك: 9789642141395
یکسال پس از آیت الله بروجردی
«ملاها بین محرومین و فرودستان طرفداران بسیاری دارند، اما دولتیان از ملاها میترسند، زیرا ملاها میتوانند قیام و بلوا بر پا کنند».(یاکوب ادوارد پولاک، پزشک اتریشی ناصرالدین شاه)
این عباراتِ آغازین کتابی است که اخیراً انتشارات کویر منتشر کرده است. کتاب «فقیهان و انقلاب ایران» را سید هادی طباطبایی به رشتهی تحریر در آورده است. در این کتاب، نحوهی مواجهه یازده تن از برجستهترین فقهای شیعه در مواجهه با انقلاب اسلامی ایران به تصویر کشده شده است. محدودهی زمانی سالهای ۴۰ تا ۵۷. یعنی از زمانهی که آیت الله بروجردی دار فانی را وداع میگوید، تا هنگامهی پیروزی انقلاب اسلامی.
پس از درگذشت آیت الله بروجردی، هم حاکمیت پهلوی و هم طلاب انقلابی مجال فراخی یافتند تا خواستههای خود را عملی سازند. حکومت پهلوی تا هنگامی که آیت الله بروجردی زعامت را بر عهده داشت، پاس مقام مرجعیت وی را مینهاد و پارهای از قوانین که بوی خلاف شرع از آن استشمام میشد را مسکوت گذاشته بود. طلاب انقلابی نیز با وجود آیت الله بروجردی از اعتراضهای خودسرانه علیه حاکمیت پهلوی خودداری میکردند.
با در گذشت آیت الله بروجردی، هم حاکمیت پهلوی عرصه را بر خود فراخ دید و هم طلاب انقلابی مجالی برای اعتراض مستقیم به حاکمیت فراهم دیدند. در این میان، مراجع تقلیدی حضور داشتند که میباید هم پاس مقام مرجعیت را میگذاشتند و هم بیپروایی های حکومت را تعدیل میکردند و هم تندرویهای طلاب انقلابی را به نحو صحیحی هدایت میکردند. در این کتاب، نحوهی مواجهه فقها با این معضلات به تصویر کشیده شده است.
کتاب در یازده فصل تنظیم شده است. فقهایی که از آنها سخن به میان آمده عبارتند از حضرات: سید محسن حکیم، سید احمد خوانساری، سید عبدالله شیرازی، سید محمد هادی میلانی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، سید محمد رضا گلپایگانی، میرزا هاشم آملی، سید ابوالقاسم خویی، سید محمد کاظم شریعتمداری، سید حسن طباطبایی قمی، سید محمد روحانی.
ترتیب فقها نیز بر اساس کِبَر سنی لحاظ شده است. به این معنا که آیت الله حکیم که بزرگترین مرجع از نظر سنی بوده فصل اول کتاب را به خود اختصاص داده و سید محمد روحانی که کوچکترین بوده، در فصل پایانی به ایشان پرداخته شده است.
در این کتاب نشان داده شده که چگونه مراجع تقلید، ابتدا به وادی سیاست کشیده شدند و در سالهای ۴۱ و ۴۲ نهایت اعتراضها را به حاکمیت پهلوی انجام دادند، اما پس از آن یک رخوت و سردی در رفتارهای سیاسی برخی از مراجع ایجاد شد. در این میان البته مراجعی بودند که تا آستانهی انقلاب، پر شور ظاهر شدند و دمی پای پس نکشیدند.