لحظه های انقلاب
ناشر: سروش
موضوع: تاریخ ایران
قطع: وزیری
نوع جلد: شومیز
سال چاپ: 1358
نوبت چاپ: 1
تعداد صفحات: 328
کمیاب - کیفیت کتاب : عالی
شب های ماه رمضان کم کم حرف ها داشت حرف می شد ولی هنوز آن چنان برنده و کوبنده نشده بود.. اما شبی که غفاری میدان فوزیه را با کلام و صدایش از جا کند دیدم نشستن پای این منبر و به وعظ گوش کردن با نشستن پای منبرها و وعظ گوش کردن ها و چرت زدن ها و بعد گریستن و دعا کردن ها و گریه وز اری کردن ها و ندبه و استغاثه کردن ها و ذلیل و خوار و زبون تن به هر ذلت و مصیبت و فلاکتی دادن و در انتظار تقدیر تن به تسلیم و رضا دادن و راضی بودن های سابق فرق دارد. حالا هوا تاریک شده بود. از دسته جدا شدم. دسته بود که پشت دسته می آمد؛ دسته های کوچک. تازه مردم انگار فهمیده بودند که سنگر اصلی را ترک کرده اند. شعارها کوتاه اما برنده بود: «اتحا، اتحاد، ضرورت انقلاب.» و دسته ها جدا از هم، اما فشرده و عصبانی و مصمم، از جلوی کامیون ها می گذشتند و بی اعتنا به سربازها می غریدند:
مقدمهاي بر انقلاب اسلامي