آتیلا رهبر هون ها
مولف :باني كارمن هاروي
مترجم :رضا عليزاده
قطع :وزيري
نوع جلد :شوميز
نام گروه :تاريخ وباستانشناسي
تيراژ :2000
تعداد کل صفحات :112
وزن - به گرم :188
نوبت چاپ : 1
سال انتشار : 1390
هزاران جنگجو سوار بر اسب از آن سوي صحراها و شنزارها حمله آوردند و خاك از زير سم اسبانشان به هوا برخاست و روي خورشيد را پوشاند . مرداني با شكل و شمايل عجيب حمله را آغاز كرده بودند ؛ مرداني كه « منظري هولناك داشتند ؛ جمجمههايي كه به دليل بستن در كودكي از ريخت افتاده بود ، دو شكاف به جاي چشم و گونههايي متورم كه رد زخم زشتشان كرده و پوشيده از ريشي تُنُك » . اسبان و سواراني كه به نام هون شناخته ميشدند ، چنان با يكديگر هماهنگ بودند كه انگار با تني واحد حركت ميكنند . اسبانِ كوتاه و پرمو ، سوارانشان را با سرعتي نفسگير به ميدان نبرد ميرساندند و آنگاه كه راكبان با شمشير و نيزه درگير نبرد بودند ، به آساني ياريشان ميكردند . مردان علاوه بر ظاهر هولناكشان فريادهايي وحشتانگيز سر ميدادند و قربانيان خود را كه در كشمكش بودند ، به هول و هراس ميافكندند . همچنين پوست حيواناتي كه به دور شانه ميپيچيدند ، ظاهرشان را مخوفتر ميكرد . آتيلا ، شاه هونها ، با اعتماد به نفسي جسورانه سپاهش را رهبري ميكرد . آنگاه كه اسب سياهش را پيشاپيش سپاه ميراند ، جنگجويانش هر حركت او را ميپاييدند . عزمِ جزم او از آروارههاي فشردهاش پيدا بود . او به افرادش اشاره ميكرد تا با سرعت هر چه بيشتر پيش بتازند . هونها دومين حمله به امپراتوري روم شرقي را در بهار سال 447 ميلادي آغاز كرده بودند .